آگهی تبلیغاتی یک فیلم سینمایی در سال ۶۷ است که مثلا در فصل تابستان که مدارس تعطیل و فصل اوقات فراغت است ، می خواهد تماشاچی جذب کند. بدون دیدن فیلم هم می توان از اسم و چهره بازیگران به داستان پی برد. البته یادتان نرود که در دهه شصت کشیدن عکس رنگی بازیگران زن بر سر در سینماها ممنوع بود و چاپ آگهی برای فیلمی که محوریت داستان بر دوش یک زن بود، بهتر از این نمی شد.
ژتون
ژتون غذا در دانشگاه علم و صنعت. جهت اطلاع بد نیست بدانید، قیمه سیب زمینی و قرمه سبزی و کرفس ۶۵ ریال، زرشک پلو با مرغ و چلو کباب کوبیده و لوبیا پلو و عدس پلو ۸۰ ریال، چلو گوشت ۱۰۵ریال، سبزی پلو و ماهی ۱۶۰ ریال قیمت داشت. البته در روزهایی که غذا بد بود بازار دیزی در قهوه خانه چهارراه خاور پر مشتری بود.
نشريه ادبی آدینه
شامپو
شامپو تخم مرغی داروگر ، مطرح ترین شامپو در دوران جنگ که مردم برای آن در تعاونی ها و فروشگاهها صف می کشیدند.
دفترچه بانک ملی
تمبر اشغال سفارت
تمبر زیر ، تمبر جنجالی سالگرد تسخیر سفارت آمریکا است. در سال ۱۳۶۲ پست ایران اقدام به چاپ تمبر زیر نمود. این تمبر به ارزش ۲۸ ریال مخصوص پاکت خارج از کشور بود. تقریبا تمام پاکتهای ارسالی به خارج از کشور مجبور بودند از این تمبر استفاده کنند. پست آمریکا به این تمبر معترض بود و در نهایت هم اعلام کرد پاکتهایی را که روی آن این تمبر باشد به مقصد نمی رساند و برگشت می زند .
اتوبوسهای بین شهری دهه شصت
مدتی پس از انقلاب و در دهه شصت شرکتهای مسافربری به تعاونی های مسافربری تبدیل شدند و نرخ بلیط در مسیرهای مشابه یکسان شد. روی بدنه اتوبوس ها نام شرکتها پاک شد و شماره تعاونی درج گردید اما مردم با اطلاع از سابقه شرکتها ، مشتری تعاونی خاصی بودند. تعاونی یک که همان شرکت ایران پیما و تعاونی پانزده که همان شرکت تی بی تی و تعاونی نه که همان شرکت لوان تور بود از همه پرطرفدارتر بودند. اتوبوسها که عموما بنزهای ایران ناسیونال بودند ، تولید داخل بود. اتوبوسهای ایران پیما پنجره هایش باز نمی شد و به همین دلیل کولرهایش به راه بود ضمن اینکه تعداد صندلی هایش هم کمتر و در نتیجه فضای صندلی بیشتر بود. تی بی تی هم اتوبوسهای سوپر دولوکس تک صندلی داشت که انصافا به نظر من بهترین اتوبوس آن سالها بود. با باز شدن دانشگاهها پس از انقلاب فرهنگی و وجود مسافر فراوان به مناطق جنگی از یک طرف و کمبود اتوبوس از سوی دیگر پدیده ای به نام مسافرت بر روی بوفه بوجود آمد. بوفه محلی بود در انتهای بعضی اتوبوسها که در زمان قبل از انقلاب مسافران می توانستند از شاگرد راننده کیک و نوشابه بخرند. در شرایط کمبود جا، راننده ها در محل بوفه یک نیمکت نصب کرده بودند که پنج ، شش مسافر سوار می کردند. بعضی مواقع که بدلیل تعطیلات یا بدی هوا اتوبوس کم می شد و مسافر زیاد، قیمت بوفه از صندلی هم گرانتر می شد. پلیس راه راننده را برای سوار کردن مسافر بوفه جریمه می کرد و گاهی مسافران بوفه قبل از پلیس راه پیاده می شدند و پس از پلیس راه دوباره سوار می شدند! گاهی اوقات راننده در مبدا پول جریمه را از مسافران بوفه می گرفت و در صورت جریمه شدن در مقصد پس می داد. با این شرایط مسافرت تفریحی چندان جالب نبود به ویژه که در تعطیلات فقط با پارتی بازی بلیط مرد نظر گیر می آمد. در سالهای پایانی دهه شصت در ایام عید اتوبوسهای ارتش و سپاه هم به کمک مسافرتهای نوروزی آمدند. حتی در یک سال اتوبوسها شرکت واحد در مسیر قم به مسافرکشی پرداختند. در آن سالها مسافران اتوبوس ام پی تری و موبایل نداشتند و اتوبوسها هم فیلم پخش نمی کردند. البته رانندگان ممکن بود پس از ورانداز کردن مسافران یک نواری بگذارند که صدای آن هم از ردیف دوم سوم عقبتر نمی رفت. شاگرد راننده در چند نوبت با یک پارچ و لیوان به مسافران آب می داد که همه از یک لیوان آب می خوردند! در سال ۶۵ یا ۶۶ بود که قانون شد با اضافه کردن پنج ریال به بهای بلیط برای هر مسافر لیوان یکبار مصرف در نظر گرفته شود. در بین شهرهای ایران تنها تهران بود که با زور جناب خلخالی ترمینال جنوب راه اندازی شده بود و در مابقی شهرها دفتر تعاونی ها در شهر پراکنده بود. البته به تدریج در شهرهای بزرگ هم ترمینال ساخته شد.
خودروهای دهه شصت
در دهه شصت صنایع خودرو سازی بدلیل انقلاب و تحریم و مصادره و جنگ نیم نفسی می کشید. تولید خودرو به میزان نیاز مردم نبود و دوره های ثبت نام و تحویل خودرو بسیار طولانی بود . از همان زمان بود که ثبت نام خودرو و فروش آن در بازار بعنوان یک درآمد مطرح گردید و خودرو به وسیله ای تبدیل شد که قیمت آن پس از مصرف افزایش پیدا می کرد.تولید عمده منحصر بود به پیکان، رنو پنج ، لندرور و مقدار محدودی بیوک و شورلت. که این آخری تنها در دوسال تولید شد و سهمیه مدیران بود. هنوز پیکان بازها می گویند که پیکان سال ۶۱ و ۶۲ از باکیفیت ترین پیکانهای بعد از انقلاب می باشد. علت اصلی این امر میزان تولید پائین این خودرو در آن سالها بود که دقت بیشتر را حاصل کرده بود. در دهه شصت ماشینهای وارداتی یا تولیدی قبل از انقلای بروبیایی داشتند. فیات، بنز، بی ام و، تویوتا، بلیزر، کامارو، فولکس، پژو، شورلت، آ یو دی، جیپ و رنو از تولیدات خارجی و آریا، شاهین، شورلت ایران، ژیان ، بیوک، کادیلاک، پیکان جوانان، جیپ استیشن از تولیدات داخلی. در سالهای جنگ جیره بندی سوخت برقرار بود و برای ماشینهای شش و هشت سیلندر ماهیانه سی لیتر و مابقی خودروها بیست لیتر بود . این میزان بعدا به شصت و چهل لیتر افزایش پیدا کرد. قیمت بنزین کوپنی لیتری سی ریال بود. در اواخر جنگ بنزین آزاد هم به قیمت پنجاه ریال عرضه شد که بعضی وقتها نبود. با این اوصاف و ماشینهای پرمصرف امکان مسافرت وجود نداشت مگر اینکه چند ماه از ماشین استفاده نمی شد تا کوپنهایش جمع شود و یا اینکه کوپن آزاد از بازار سیاه خریداری می شد.در دهه شصت جاده های کشور بسیار بسیار خلوت تر از امروز بود و از یک طرفه شدن جاده و ترافیک در جاده اصلا خبری نبود. در بعضی مسیرها در برخی از ایام سال خلوتی جاده ترس آور بود چرا که بدون امکانات ارتباطی امروز و تردد بسیار کم، در صورت خرابی ماشین مشکلات فراوانی بوجود می آمد. آن دوران اسپرت کردن ماشین و سیستم بستن و امثالهم وجود خارجی نداشت، به چند دلیل: اول اینکه لوازم اینکار در بازار نبود . دوم اینکه با وجود ایست بازرسی های شبانه و کنترل های جاده این ماشینها مرتب متوقف و بازرسی می شدند. آنچه ماشین اسپرت بود ماشینهای قبل از انقلاب بود که صاحبان آنها ترجیح می دادند تا آنها را در پارکینگ بخوابانند تا با آن تردد کنند. نا گفته نماند بعضی ها ماشینشان را با یک نوار کشی ساده روی بدنه و یا تعویض تودوزی اندکی قشنگ تر می کردند.
البته وقتی از دهه شصت صحبت می کنیم باید به سال پایانی آن هم اشاره کنیم که بعد از جنگ زمینه ورود ماشینهای کره ای مثل هیوندایی و دوو به کشور فراهم شدو همچنین مقادیری رنو بیست و یک که به جای پول قرض داده شده به فرانسه در زمان شاه به ایران داده شد.
خلاصه خودرو در دهه شصت فقط وسیله ای بود که باعث می شد پیاده راه نروی و از کیفیت و ایمنی آنچنان خبری نبود.
روزنامه ابرار
کوپن بنزین
کنکور دهه شصت
سال ۱۳۶۴ مجموع قبول شدگان دانشگاهها ۳۲ هزار نفر بود. در آن سال هنوز دانشگاه آزاد اسلامی تاسیس نشده بود. مطابق نظام جدید کنکور، شهرها و روستاهای ایران به پنج منطقه تقسیم شده بود و هر داوطلب بر اساس محل اخذ دیپلم سهمیه یک منطقه بود. علاوه بر اینها سهمیه خانواده شهدا، سهمیه جانبازان، سهمیه رزمندگان، سهمیه جهادگران، سهمیه نهضت سوادآموزی، سهمیه بهیاران، سهمیه آموزگاران، سهمیه بورسیه ارتش و سهمیه عشایری هم تعیین شده بود. ظرفیت هر کلاس بین سهمیه های تعیین شده تقسیم می شد، یعنی بعنوان مثال نفر اول سهمیه عشایری با نمره پائین تر بر نفر دویستم منطقه یک با نمره بالاتر تقدم داشت!
خیلی از رشته هایی که امروز در دانشگاهها است وجود نداشت و بغضی رشته ها محدودیت جنسی داشت.رشته های که در آنها دختر پذیرش نمی شد عبارت بودند از: مهندسی برق قدرت، مهندسی شیمی صنایع پالایش، مهندسی شیمی صنایع شیمیایی معدنی، مهندسی شیمی صنایع گاز، مهندسی معدن اکتشاف معدن، مهندسی معدن استخراج معدن، مهندسی مواد تولید آهن و فولاد، مهندسی مواد ریخته گری، مهندسی عمران آب، امور فنی کشاورزی و زراعی و دامی، تمامی گرایشهای کاردانی عمران و مکانیک و برق و معدن، زمین شناسی و دامپزشکی.
اینها همه در حالی بود که سه سال هم پذیرش انجام نشده بود و به اصطلاح پشت کنکوری زیاد بود. تا آنجا که یادم می آید داوطلبان آن سالها حدود پانصدهزار نفر بود. قبول شدگان از فیلتر گزینش هم رد شده بودند. آنها در فرم ثبت نام معرف و کروکی منزل را اعلام کرده و توسط مامورین گزینش حمع آوری اطلاعات می شدند. برخی از قبول شدگان هم ستاره دار بودند و به هنگام ثبت نام فرم تعهد بلند بالایی را امضاء می کردند.










خیلی خوب حال و هوای دهه 60 رو توصیف کردین واقعا عالی بود ممنون
پاسخ دادنحذفyadesh b e kheir,,ke che arz konam,,chesham por shod ashk..dorane siahy budd,,hamash khafaghan,,komite..gashde sar allah va jondollah..video kerayeii...vase ye film bayad pardeharo mikeshidy,,hame jam mishodn,,bargha khamush bud,,az tarse komite..hamleye komite be majlese aruzy,,mamnu budan shalvar jin va astin kutah,,bombgozarihaye poshte sare ham,,,eshghe ma bache ha be jebheo shahid bazi,,bombarane khunehao buye sukhtano jenazeye tike tike..sinemahaye por az adam,,bilitesh bazar siah bud..tipaye zeshte mardom,,lebasaye vasle dar..kafeshe MELLI az hame mohemtar.zemestunaye sard...bokharie nafty ya shufaje gazoeeli.safe tulanie naft...tirahane sahmieii.shisheye sahmieie..shire shisheii..kopene gusht.shire khoshke bazar azad..madarese 2-3 shifte ba hajme ziade daneshamuz..tanbihe badanie daneshamuza..jadehaye sardo khakie rustaha..autobushaye 2 tabagheye sherkat vahed ba un dudo dameshun..heivun forushaye molavi..jazireye motada..khalkhali.ina taze ye gushehaeeshe ke bache haye in zamune nemitunan bavaresh konan,,,harchi ke bud,,bado khub,,jozve omremun bud,,,behtar ke gozasht....yadesh be kheir.
پاسخ دادنحذفJavid Shah
پاسخ دادنحذفمعلومه هم دانشگاهی خودم هستی (علم و صنعت). بعلاوه باید بگویم در زمان انقلاب کوپن غذا 10 ریال بود که اگر هفتگی میخریدی دانه ای 8 ریال بود و اگر یکروز ناهار میرفتی سلف و کمک میکردی، کوپن غذای یک هفته رو بهت دستمزد میداند یعنی سالهال 56-57 - شکل کوپن همین بود که گذاشتی فقط روش یه مهر زدن. جالب بود ممنون - از کانادا
پاسخ دادنحذفخیلی قشنگ نوشتی. من نصف از این دهه رو بودم. ولی دهه بعدشم همچین خیلی جالب تر نبود. ولی خدارو شکر که دیگه دهه 3 ام رو تو ایران نیستم. ایشالا که حالا حالا هم نباشم. مهدی از آلمان
پاسخ دادنحذفمنهم این رو در وبلاگ دهه 60 دیده بودم. درست بود که منبع اصلی که زحمت فراهم کردن مطالب و عکسها رو کشیده رو هم مینوشتید. به هر حال هنوز هم دیر نیست.
پاسخ دادنحذفموفق باشید
دوست عزیز من این رو توسط یک mail دریافت کردم و ربطی به منبعی که شما اشاره کردید ندارد.
پاسخ دادنحذف